پي نوشت

متن اصلی جنگ سرد ابراهیم رها/درس جانور شناسي

نوامبر 21, 2007 · 9 دیدگاه

سانسورهمیشه اولین مطلبی که از اعتماد می خوندم جنگ سرد ابراهیم رها بود. و امروز فهمیدم که آقای رها این ستون رو تعطیل کرده. البته همونطور که خودش هم ذکر کرده دلیل اصلیش سانسور حاکم بر نشریات امروزه.

 

چندی پیش ایمیلی از آقای رها دریافت کردم که متن اصلی مطلب 22 آبان رو به پیوست داشت. البته اون موقع ترجیح دادم که منتشرش نکنم اما حالا که جنگ سرد بسته شد مطلب اصلی و لینک مطلب چاپ شده رو می ذارم تا مقایسه کنید. همونطوری که مشخصه 70 درصد مطلب ابراهیم رها حذف شده. به نظرم خوب کاری کرد که تعطیلش کرد. این جنگ سرد دیگه شده بود شیر بی یال و دم اشکم. اینقدر ازش حذف می کردن که آدم نمی فهمید اصلا منظور چی بوده.

 

متن اصلی جنگ سرد سه شنبه 22 آبان:

جنگ سرد

درس جانور شناسي

ابراهيم رها

گفته شده كه منتقدين سفرهاي استاني دولت “بزغاله” هستند. ما ضمن تقدير از اين كلام حكيمانه و تاييد اينگونه نظرات، ساير منتقدين را هم براي تسهيل كار دوستان طبقه بندي مي كنيم:

الف: منتقدين مسائل اقتصادي به طور كلي از دسته اكيدنه يا اورني تورنگ !

ب: منتقدين مسائل فرهنگي با حفظ سمت (مزدور) در رسته سمورهاي آبي و جانداران دوزيست طبقه بندي مي شوند

ج: منتقدين مسائل بين الملل به درجه جانداران بي هوازي يا پستانداران تخم گذار نائل مي شوند.

د:منتقدين امور سياسي هم مي توانند بين خرس مرده، خرگوش سقط شده، ساس و هويج يكي را انتخاب كنند!

گويا يك دوستي در يك جايي گفته آدم پاك مي نشيند پاي اينترنت و نجس از پاي اينترنت بلند مي شود.

الف: آدم پاي اينترنت خودش را خيس مي كند.

ب: پاي اينترنت نجس است. دست يا سر يا ساير اعضايش نيست.

ج: روي ساير اعضاي اينترت مي شود نشست ، فقط پايش مشكل دارد.

د: تمام اينترنت سه نقطه نيست، باور كنيد بعضي مسائل آن نقطه هاي كمتري دارد !

اينجا تيتر زده “پرداخت وام بانكي تعطيل است”. ضمن تقدير از اين خبر مسرت بخش و روح افزا، عرض مي كنم كه:

الف: لطفا بفرماييد آن چيزهايي كه تعطيل نيست را هم بگوييد، اگر چيزي مانده جسارتا.

ب: كلا پديده بانك را تعطيل كنيد آدم اسمش را كه مي شنود يك طوريش مي شود.

ج: شوخي نكنيد. وضع مردم خوب است، مشكلات هم حل شده، ديگر كسي وام مي خواهد چكار؟!

د: واقعا فكر مي كرديد دوستان بتوانند كاري كنند كه حتي در بانك (فكر كن !) از اون بالا كفتر بيايه ؟!

————————-

این هم لینک مطلب چاپ شده

 

پی نوشت 1: البته من به سردبیران اعتماد حق می دم اونها مجبورن دست به خودسانسوری بزنن تا روزنامه از دست نره خوب اونها سرنوشت دیگران رو دارن می بینن که با چه شدتی مورد مهرورزی قرار می گیرن.

 

 

 

دسته‌ها: احمدی نژاد · سیاست · طنز
Tagged: , , ,

9 جواب so far ↓

  • Drmy // نوامبر 21, 2007 روی 8:08 ب.ظ

    سلام.

    راستش من خبر نداشتم ستونش را بسته چون دیروز که چاپ شده بود!
    اما اگه انجور باشه که جاش خالی میشه.
    از تاینکه متن اصلی را گذاشتی ممنون.

  • From Tehran, with love! // نوامبر 22, 2007 روی 4:45 ق.ظ

    اعتماد بدون جنگ سرد مزه نداره!

  • آمیر // نوامبر 22, 2007 روی 11:49 ق.ظ

    خیلی خندیدم! متاسف هم نشدم که ستونش بسته شد، چون بعضی روزا دیگه واقعاً بی
    معنی میشد. اینجوری لااقل یه جا مینویسه ولی درست مینویسه.
    مرسی.

  • شبستان // نوامبر 22, 2007 روی 3:39 ب.ظ

    ای بابا. دیگه چیزیش نمونده بود!
    شما که با ابراهیم رها دوستی بیا زورش کن یک وبلاگ بزنه دیگه! منم هوات رو دارم.

  • Drmy // نوامبر 23, 2007 روی 9:35 ب.ظ

    سلام.

    با مطلبی جدید در خصوص سیاستهای اقتصادی دولت و تحلیل آن پذیرایتان هستم.

  • رامن // نوامبر 25, 2007 روی 4:43 ب.ظ

    با درود فراوان

    خيلي خيلي خيلي از مهرباني تان ممنونم.
    اميدوارم هميشه سلامت و شاد باشيد.

  • سرباز معلم جنوبی // نوامبر 27, 2007 روی 6:13 ب.ظ

    جالب بود پسر عمو !سلام ………
    میرزا بنویس:
    ممنون عزیز
    نگفتی منظورت از راکعی توی اون پست کی بود؟
    همون فاطمه راکعی معروف؟

  • من نازنین // دسامبر 4, 2007 روی 4:59 ب.ظ

    من عاشق ابی بودم و حیف که تعطیل شد . تا زه همیشم به جا می نویسه که اگه سانسور نباشه ما می فهمیم عین آدم که چی چی نوشته و اگر هم سانسور نباشه که دیگه به چی گیر بدن هان؟

  • هادي // ژوئن 10, 2008 روی 12:52 ب.ظ

    سلام ابراهيم عزيز دلم برات تنگ شده بود تو روزناهه ،قاطي كفترا ،او ن بالا بالاها دمبالت مي گشتم كه از قضا تو اينترنت پيدات كردم.خسته نباشي و پاينده باشي. به اميد ديدنت تو روزنامه بدون سا نسور…..
    ميرزا بنويس: دوست عزيز من ابراهيم رها نيستم. مي تونين ايميل ايشون رو از زير مطالبي كه مي نويسه پيدا كنيد و براشون ايميل بزنيد.

یک نظر بنویسید