مصوبه پنجشنبه 17 ربيعالثاني 1328 قمري
ماده اول – روده و كپون و زه متصل به روده كليه ذبايح در تمام مملكت به عنوان ماليات متعلق به دولت است.
ماده دوم – هر گاه محقق شود كه كسي بدون اجازه دولت روده و كپون و زه فروخته است نصف قيمت از فروشنده دريافت خواهد شد.
ماده سوم – كساني كه براي مصارف داخلي روده و زه و كپون لازم داشته باشند در ابتياع حق تقدم بر ساير مشتريان دارند و فقط به صنف زهتاب دوثلث از قيمت عادله تخفيف داده ميشود.
ماده چهارم – ترتيب جمعآوري روده و زه و كپون و اداره اين كار را وزارت ماليه مرتب خواهد نمود.
ماده پنجم – اين قانون در هر محل ده روز پس از اعلان به موقع اجرا گذارده خواهد شد.
شايد باور كردنش سخت باشه ولي اين قانون واقعا در تاريخ 17 ربيعالثاني 1328 قمري درمجلس شوراي ملي تصويب شده است. و البته طبق پاورقي ذكر شده در زير همين قانون، اين قانون به موجب «الغاء عوارض راجع به روده» مصوب 15 آذر ماه 1305 شمسي (دوره ششم تقنينيه) نسخ شده است. اين قانون قبلا در دوره پنجم ملغي شده است.
اگر سري به سايت مجلس شوراي اسلامي بزنيد مي توانيد در قسمت مجموعه قوانين مجلس شورا، قوانين جالبي رو پيدا كنيد. قوانيني كه شايد روزي خيلي بديهي و موجه جلوه مي كردن و امروزه خنده دار به نظر ميان.
چند تا قانون جالب ديگه رو لينك مي كنم ببينين
قانون راجع به قرارداد پوست بره (مصوب 16 جماديالاول 1328 قمري)
قانون سربازگيري (مصوب 9 عقرب مطابق 23 ذيحجه 1333 قمري)
قانون مطبوعات (مصوب 5 محرمالحرام 1326 قمري) نمي دونم اين قانون چقدر تغيير كرده ولي انگار قانون مطبوعات كنوني هم خيلي قديميه.
قانون واگذاري انحصار عرادهراني از مشهدسر الي بارفروش (مصوب 24 جماديالاخر 1328)
و اين هم يك قانون براي قتل محمدعلي ميرزا و برادران!
متن اين قانون هم جالبه:
قانون در باب اعدام محمدعلي ميرزا و برادران
مصوب 3 شعبان 1329
ماده اول- چون محمدعلي ميرزاي مخلوع مفسدفيالارض و دفع آن واجب است هيأت دولت مجاز است يكصد هزار تومان به اعدامكننده يادستگيركننده محمدعلي ميرزا و يا ورثه آنان بپردازد.
ماده دوم – وزارت جنگ مجاز است مبلغ بيست و پنج هزار تومان به خود و يا وراث دستگيركننده و يا اعدامكننده سالارالدوله و مبلغ بيست و پنجهزار تومان به خود يا وراث دستگيركننده و يا اعدامكننده شعاعالسلطنه بپردازد.
پي نوشت 1: شايد همونقدر كه تصويب قانون براي روده و پوست بره و ساير احشام براي ما خنده داره، يك سري از قوانين ما هم براي آيندگان خنده دار باشه. مثلا فرض كنيد همين قانون سهميه بندي بنزين! يه روزي كه بنزين حتي به لعنت خدا هم نيارزه اونوقت تعجب مي كنن ما واسه چهار ليتر بنزين چه آتيش بازي راه انداختيم. يا در مورد قوانين مربوط به خدمت سربازي، اگه روزي توي دنيا صلح!! بشه. اونموقع بهمون مي خندن كه انسانهاي گذشته جوانانشون رو به زور مي بردن آموزش مي دادن تا بتونن ديگر انسانها رو بكشن.
پي نوشت 2: داشتم دنبال يه سري اطلاعات در مورد بودجه و نحوه خرج شدنش واسه يكي از دوستام مي گشتم كه اينا رو پيدا كردم. شما هم اگه قانون جالبي پيدا كردين برام كامنت بذارين.
ممنونم از تذکرتان چشم از این به بعد لینک ها را ویرایش می کنم
در مورد قانون های عجیب و غریبی که ذکر کردید هم لابد آن موقع مشکلاتشان در همین حد بوده و مشکل حادی نداشتند و یا میتوان گفت مشکل حادی پیدا نکرده بودند که رفته اند سراغ روده
ضمنا شما هم لینک شدید
بله درسته انقدر محو شعر شده بودم که اصلا حواسم به قالب شعر نبود درسته مثنویه
ممنون پست رو اصلاح کردم و یک غزل پست مدرن هم زدم تنگش