درخت افكن بود كم زندگاني ( به بهانه روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست)

Bloggers Unite - Blog Action Day

امروز روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست است و اين بهانه اي شد تا من هم به اندازه خودم بنويسم.

حفظ محيط زيست اگرچه واژه اي نو مي نمايد و محصول مدرنيته به حساب مي آيد اما در تاريخ و فرهنگ ما با نامي ديگر همواره وجود داشته است. حفاظت از محيط زيست براي پيشينيان ما همان مفهوم احترام به طبيعت را داشته كه همواره در تمامي فرهنگ و سنن ما جاري بوده است. آلوده كردن آبهاي روان و بريدن درختان براي ايرانيان يك امر زشت و بي احترامي به روح زندگي بوده است و از نظر آنان عقوبت سنگيني نيز در پي خواهد داشت.

«درخت افكن بود كم زندگاني» فردوسي

جالب اينجاست كه عليرغم اينكه سوخت اصلي مردم چوب درختان بوده و بسياري از لوازم متداول زندگي نيز چوبي بوده اما باز هم قطع درختان عمل مذمومي شمرده مي شده است.

در فرهنگ ايراني بسياري از موجودات زنده و درختان مقدس شمرده مي شده اند و پس از آن نيز در فرهنگ پس از اسلام نيز اين روال (به استثناي رفتار زشتي كه كه با سگ و خوك انجام مي شد) ادامه داشته است.

«درختان هموطن ما هستند، زيرا مانند ما در اين خاك به دنيا مي آيند و زندگي مي كنند و مي ميرند» زردشت (نقل به مضمون).

صدمه زدن به محيط زيست از جايي آغاز شد كه «پيشرفت به هر قيمتي» مجاز شمرده شد و موج دوم تمدن بشري بدون در نظر گرفتن اخلاقيات زاده شد. اما امروزه سخن از موج سوم است موجي كه براي حفظ محيط زيست قوانين محكم و البته قابل اجرايي مي گذارد و حال ما از خود مي پرسيم كجاي اين تمدن ايستاده ايم؟

حقيقت همين است كه هميشه اذعان مي كنيم؛ از نظر تكنولوژيكي ما جهان دومي هستيم و البته آنچنان باهوش هم نيستيم! كه بدانيم چگونه عمل كنيم كه حداقل از لحاظ اقتصادي پيشرفت كنيم. دنياي مدرن ديگر نمايي از كارخانجات عظيم فولاد و پتروشيمي ندارد. آنها اين صنايع دايناسوري كم بهره و پرهزينه را به ما مي دهند ( بخوانيد مي بخشند) و خود درگير پروژه هاي كوچك اما گرانبها هستند. يك مجتمع پترشيمي ما با تخريب شديد محيط زيست و مصرف انرژي بالا سودي كمتر از يك كارگاه كوچك تهيه اسانس هاي معطر در فرانسه را مي دهد و يك بشكه محصول اين پتروشيمي قيمتي كمتر از يك شيشه 100 ميلي ليتري ادكلن فرانسه دارد بماند كه در نانو تكنولوژي ما اصلا چيزي براي مقايسه با آنها نداريم.

مسئله بعدي مقايسه همان صنايع مشتركي است كه آنها نيز دارند جالب است كه در آلمان يك مجتمع توليد مس دقيقا كنار يك مهد كودك است و اين خود از جاذبه هاي آن شهر به حساب مي آيد ولي مجتمع مس سرچشمه ما حتي تا كيلومترها زمين هاي اطرافش و مردم مجاورش را آلوده كرده و زمينهاي زراعي اطراف آن به دليل بارانهاي متداول اسيدي ديگر بهروري لازم را ندارند. ذكر يك خاطره در اين مورد هم بي مناسبت نيست؛ يك بار كه به يكي از روستا هاي اطراف سرچشمه رفته بودم با باغبان پيري صحبت مي كردم كه از آنچه كه خودش بي بركتي زمين مي ناميد شكايت مي كرد و مجدانه معتقد بود كه اينها همه از زماني شروع شده است كه مردم روستا خدا را فراموش كرده اند و حتي در خانه هايشان ويديو آوردند! (جالب است كه امام جماعت عيد فطر مشهد هم چيزي شبيه به همين براي ماهواره گفته بود). البته من هرچه سعي كردم كه به او بقبولانم كه عامل اصلي آن دودكش 40-50 متري مس سرچشمه است قبول نكرد.

بگذريم.

امروز ما شرايط مناسبي در مقايسه با اروپاي 50 سال پيش داريم (البته اگر فقط 50 سال از آنها عقب باشيم) ما تجربه آنها در زمينه محيط زيست را داريم كه بايد مجدانه به حاكمان بقبولانيم كه نيازي به تجربه كردن مجدد آن نيست و بهتر از همين حالا به فكر حفظ محيط زيستمان باشيم.

شخصا پيشنهاد مي كنم در اين زمينه به چند نكته اساسي دقت ويژه كنيم:

1- مسئله محيط زيست را سياسي نكنيم كه هرگز به جواب نمي رسيم و اگر جايي كار جدي محيط زيستي با نام هر كسي انجام مي شود از آن حمايت كنيم.

2- به صرفه جويي در زمينه انرژي خصوصا سوخت هاي فسيلي و برق بيشتر اهميت بدهيم

3- به جاي واردات صنايع غولپيكر و مخرب به صنايع كوچكتر و پاك تر بپردازيم كه مطمئنا سود بيشتري نيز دارند.

4- عليرغم اينكه انرژي هسته اي تبديل به يك كاريكاتور مضحك سياسي شده است اما مطمئنا از توليد انرژي از سوختهاي فسيلي پاك تر ومقرون به صرفه تر است.

5- كشور ما سرشار از موقغيتهاي مناسب براي توليد انرژي هاي پاك از باد و موج و نظاير اينهاست كه بايد سرمايه گذاري جدي در اين زمينه شود.

6- فرهنگ بازيافت را نهادينه و تكنولوژي مورد نياز آنرا تهيه كنيم.

و در پايان:

كودكان ژاپني در كتابهايشان مي خوانند: ما آب كم داريم! ما خاك نداريم! ما نفت نداريم پس بايد صرفه جويي كنيم. ولي ما از كودكي شنيده ايم: ما آب فراوان داريم؛ ما كشور وسيع و خاك فراوان داريم! ما نفت داريم و الته آنها نيز گفته اند بايد صرفه جويي كنيم ولي ما باورمان نشد بايد مي گفتند اين نفت تمام مي شود اگر صرفه جويي نكنيم و اين آب و خاك آلوده مي شوند اگر قدر ندانيم .

Advertisements

7 پاسخ به “درخت افكن بود كم زندگاني ( به بهانه روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست)

  1. مطلب بسیار زیبایی بود. موفق باشید

  2. ممنون از اظهار لطفتون
    شما هم موفق باشين

  3. مطلب شما را با دقت خواندم. نکات بسیار دقیقی را مورد توجه قرار داده اید. پیشنهادات شما کاربردی و قابل اجرا هستند. نکته ی پایانی ذهن آدم را به خوبی تحریک می کند. اما با کمال تاسف شما چند سطر مطلب سرود کوهستان را بادقت مطالعه نفرمودید! این از کامنت شما کاملا مشخص است!!! من هرگز از تلاش در جهت کارهایی که در پاسداشت محیط زندگانی خود و دیگر هم نوعانم و نیز تمام موجودات زنده باشد نا امید نخواهم شد! اگر هم اشاره به انفعال وبلاگ ها شده بود به جهت آسیب شناسی موضوع گذری به آن زده بودم. شاد و سربلند باشید

  4. با تشكر از مطالب خوب و خواندني شما دوست عزيز

  5. من نمي دونستم چنين روزي وجود داره ! مرسي!

  6. بازتاب: ماهی‌ها هم عاشق می‌شوند؟ « آجرپاره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s