ساكت! بگذاريد ببينيم چه خبر است…؟

  • مي گويند: سر و صدا نكنيد، بگذاريد ببينيم داستان از چه قرار است؟
    مي گوييم: چشم!

يادمان مي رود هر بار چه راحت آبها از آسياب مي افتد.

  • مي گويند: از كجا معلوم توطئه نبوده؟
    مي گوييم: شايد

يادمان مي رود هزاران بار تكرار شده و خطاكار هنوز راست راست راه مي رود و چپ چپ نگاهمان مي كند. و اگر اين بار هم طرحي براي رو كردن اين خباثت ها نمي كشيديم بايد مثل هميشه به روي خودمان نمي آورديم كه آنجا چه اتفاقي افتاده.

  • مي گويند: هر دو به يك اندازه مقصرند! ( و اين را يك دختر مي گويد!!!)
    مي گوييم: حتما.

و كسي نمي پرسد كه اگر آن دختر به دلخواه خودش با كسي بوده به ديگران اين حق داده مي شود كه او را تحت فشار بگذارند؟ چه خوب! بياييد همه ليست همه دختراني كه مورد كميته انظباتي داشته اند را منتشر كنيم و دسته جمعي آنها را آزار دهيم!

و باز هم مي گويند و مي گويند و مي گويند….

و ما هم برايشان سر تكان مي دهيم كه اصلا به ما چه! مگر خواهر ما بوده؟!!

اصلا آري…

اين دختر، خواهر من است!

بگذار اين بار براي تو كه نمي شناسمت بنويسم.

————————

خواهري كه نامت را نمي دانم!

سلام!

مواظب خودت باش. آخر شنيده ام مفتيان اين شهر فتوا داده اند چون به ميل خودت با ديگران بوده اي بايد به ميل ديگران با آنها هم باشي. مي داني اينها تو را فقط در جسمت مي بينند ( وشايد حتي خودشان را نيز) و تو فقط همان …..

بگذار ننويسم اينها را…

مي داني خواهرم رسم اين شهر چيز ديگري است. اينجا اگر براي گرفتن حقت داد بزني تو را به جرم بيداد محاكمه مي كنند. اينجا اگر از فساد بگويي تو را دقيقا به همان فساد متهم مي كنند!

در اين شهر سنگ ها را بسته اند و سگها را رها كرده اند. به هر بهانه اي مي توانند به پر وپايت بپيچند. و اگر به تو تجاوز كردند لابد خودت هم خورده شيشه داشته اي. اگر داد بخواهي محكومي و اگر دم بر نياوري مظلوم.

به شجاعتت افتخار مي كنم. تو اگر واقعا اهل هر كاري بودي بيشتر به منافع خودت فكر مي كردي نه به پرده برداشتن از اين حكايت كثيف. مي توانستي دقايقي چشمانت را ببندي ( و حتي وقيح تر باشي و نبندي!) و به خيلي چيزها برسي.

مي گويند احساسي حرف نزنيد. باشد بگذار برايشان بدون احساس بنويسم

——————–

شمايي كه هر دو طرف را مقصر مي دانيد و راحت حكم مي دهيد:

تنها چیزی به طور حتم میشه در مورد این ماجرای دانشگاه زنجان گفت اینه که هیچ کدوم از این دو نفر اولین بارشون نبوده که از این کارا میکردن! اونم توی یه محیط آکادمیک! همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره! اولا که مرده اولین بارش نبوده و ظاهرا این داستان چندین بار تکرار شده که این دفعه با هماهنگی قبلی فیلم برداری شده! دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده! اصلا هر دختری قادر به همچین کاری نیست…

از كجا مي دانيد بار اولشان بوده يا نه؟ اصلا فرض را بر اين بگذاريم كه بار اولش نبوده و دختره هم به قول شما سالم!!! نبوده، آيا اينها مجوز اين هستند كه به يك دختر به خاطر اينكه قبلا به دلخواه خودش با ديگران بوده تجاوز كرد؟ البته اين يك مشكل فرهنگي است و مشكل شما تنها نيست و نياز نيست تحصيل كرده باشي تا اينگونه حرف بزني حتي پيرزن هاي دهات ما هم معتقدند: دختري كه بهش تجاوز ميشه حتما خودش هم مقصره! توي كشور ما دختري كه مورد تجاوز قرار ميگيره متهم نفر اوله. كساني كه بشهون تجاوز ميشه تا آخر عمر نمي تونن اين لكه ننگ رو از زندگيشون پاك كنن. مي گوييد هر دختري قادر به انجام چنين كاري نيست. درست ولي مگر حتما بايد قادر به انجامش باشي تا به سرت بيايد؟

حدود دو ماه قبل نیز دانشجویان دانشگاه سهند تبریز در اعتراض به هتک حرمت چند دانشجوی دختر توسط کارمندان حراست، دست به تحصن و اعتصاب غذا زدند.

قبل از آن نیز در دانشگاه کرمانشاه، یکی از مأموران حراست به یک دختر دانشجو تعرض کرده‌بود که این امر نیز با اعتراض گسترده دانشجویان روبرو شد.

از كجا مي دانيد كه داستان واقعا اينگونه نبوده؟

حدود دو هفته پيش دکتر حسن مددي ، معاون دانشجويي و از اعضاي اصلي کميته انضباطي دانشگاه زنجان، طي نامه اي که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه هاي داخل شهر دانشگاه زنجان) مي فرستد ، بدون ذکر هيچ دليلي از خانم «الف» درخواست مي کند به وي مراجعه کند . مسوولين خوابگاه با توجه به غير معمول بودن اين درخواست به دانشجوي مذکور اظهار مي دارند احتمالا جهت انتقال وي به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است. فرداي آن روز «الف» به دفتر معاونت دانشجويي مراجعه مي کند . دکتر مددي ابتدا بحث را با مشکلات آموزشي اين دانشجو آغاز مي کند ولي در ادامه وارد مسايل اخلاقي و روابط خصوصي او می شود و براي اين که موارد مورد ادعای خود را با خانواده «الف» در ميان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست مي کند. از فرداي آن روز دکتر مددي هر روز با تلفن هاي پياپي ، آسايش را از اين دختر سلب کرده و هر بار به بهانه اي از وي مي خواهد به دفترش مراجعه کند و در اين ديدارها روابط «الف» با دانشجويان پسر دانشگاه و مسايل اخلاقي ديگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار مي دهد. در روز چهاردهم خرداد ماه ، دکتر مددي به خوابگاه کوثر مراجعه کرده و پس از حدود نيم ساعت صحبت با مسوول خوابگاه در حاليکه اکثر اتاق هاي خوابگاه خالي بوده و دانشجويان به علت تعطيلات به شهرستان رفته بودند ، درخواست ديدار با «الف» را می کند. دکتر مددي در مدت دو ساعتي که در اتاق با «الف» تنها بوده به بهانه آموزش اين دختر شيطان (!) شيوه برقراري رابطه جنسي را براي وي توضيح مي دهد به طوريکه «الف» از شدت شرم و عصبانيت به گريه مي افتد و از او مي خواهد اتاق را ترک کند . در اين هنگام دکتر مددي «الف» را تحت فشار قرار داده و از وي مي خواهد تعهد دهد که ديگر اعمالش را تکرار نخواهد کرد . طبق اظهارات «الف» او تا به حال در دانشگاه هيچ گونه مشکل اخلاقي نداشته است و حتي نوع پوشش او طوري نبوده است که جلب توجه کند يا با تذکر روبرو شود (2). اما با وجود اظهارات کذب دکتر مددي ، از آنجا که تهديد به اخراج و در جريان قرار گرفتن خانواده اش شده بود ، حاضر به امضاي تعهد کتبي نسبت به عدم تکرار اعمال گذشته اش مي شود. اما استاد اين تعهد را کافي ندانسته و اظهار مي دارد «الف» تا پايان تعصيلات فرصت دارد براي حل مشکلاتش ، پيشنهاد مشخص و راضی کننده اي را ارائه دهد . در هنگام خروج از اتاق آقاي مددي دستش را به طرف دختر دراز مي کند و از وي مي خواهد با او دست بدهد و نیزدستش را پشت او قرار مي دهد. روز شنبه 25 خرداد 87 ساعت 2 بعد از ظهر در اتاقي که جلسه هاي کميته انضباطي در آن برگزار مي شد، «الف» با پيشنهاد برقراري رابطه جنسي روبرو شده و از وي خواسته مي شود براي مشروعيت بخشيدن به اين رابطه به صيغه محرميت 7 ماهه تن دهد. دکتر مددي با نشان دادن برگه هايي ادعا مي کند در مرحله آخر صدور حکم کميته انضباطي تنها امضاي وي و دکتر نداف – رياست دانشگاه – معتبر است و اگر «الف» به خواسته وي تن ندهد مي تواند او را در کميته انضباطي محکوم کند . در ادامه استاد مددي با ادعاي اين که منزل وي مکان مناسبي براي برقراري رابطه جنسي نیست، از «الف» مي خواهد بعد از ساعت اداري به همان اتاق بيايد . «الف» پس از خروج از اتاق دوستانش را در جريان قرار داده و از آن ها مي خواهد برای کمک به وي بعد از ساعت اداري در ساختمان حضور داشته باشند. در موعد مقرر آقاي مددي پس از قفل کردن در و کشيدن پرده ها ، اقدام به در آوردن مقنعه و مانتوي «الف» مي کند که در اين هنگام دوستان «الف» با شکستن در وارد اتاق شده و ضمن برخورد با آقاي مددي به فيلمبرداري مي پردازند تا مدارکي براي محکوم کردن وي در دست داشته باشند. ضمن اين که پيش از اين نيز زمزمه هايي تایید نشده مبني بر فساد اخلاقي اين عضو عاليرتبه کميته انضباطي به گوش مي رسيد. فرشي که در اتاق پهن بود، ظن دانشجويان را مبني بر انجام چند باره اين قبيل اقدامات به يقين تبديل کرد. در حالي که خود اين فرد سال گذشته و امسال تعداد زيادي از دختران را به کميته انضباطي يا دفتر خود احضار و آنها را به دليل رعايت نکردن موازين شرعي مؤاخذه کرده بود.

مي گوييد چرا سر و صدا مي كنيد؟ فرض كنيد كسي سر وصدا نكند نتيجه اش چه مي شود؟ سيستم با خيال راحت تصميم مي گيرد كه چگونه اين مزاحم ها را حذف كند! رئيس دانشگاه به جاي برخورد با معاونش او را جابجا مي كند تا جلوي چشم نباشد و البته با دانشجويان خاطي به راحتي برخورد مي كند. مي گوييد بازي هاي سياسي كثيف هستند. درست ولي اين هم اتفاق كثيفي است كه هر روزه خبر از آن به گوشمان مي رسد. پيشنهادتان براي برخورد با آنها چيست؟ مي دانيد چقدر زشت است كه انسان فقط بلد باشد ايراد بگيرد؟ خوب پيشنهاد هم بدهيد.

مي گويند رفتار دانشجوياني كه مچ گيري كرده اند زشت بوده است! پيشنهاد شما چيست؟ به نظرتان بهتر بود پشت درب اتاق ايشان مي ماندند تا ايشان پس از اتمام كارشان در بيرون بيايند و بعد با هم در اين مورد صحبت كنند؟

میتونست این ماجرا به نحو دیگه ای خاتمه پیدا کنه و حساب هر دوی اینها کف دستشون گذاشته بشه!

خوب پيشنهادتون رو بگيد تا بار بعدي اون جوري رفتار كنيم!

و يك نكته ديگر: فرض كنيد بچه هاي تحكيم غرضمندانه با اين مسئله برخورد كرده اند ( هرچند كه خودم اين را قبول ندارم. به نظر من بچه هايي كه عضو انجمن هاي اسلامي مي شوند فعال هستند و البته سرشان براي اين كارها درد مي كند و نمي توان انتظار داشت بچه هاي بسيج دانشجويي دست به چنين كاري بزنند چه برسد به بچه هايي كه سرشان هميشه لاي كتاب است.) اما باز هم چيزي عوض نمي شود. رفتار اين انسان همواره تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي دانشجويان بوده و عجيب نيست كه بچه هاي انجمني بيشتر اين داستان را تعقيب كنند.

مي گويند:

همانطوريكه مي‌بينيد اين ماجرا از انحلال انجمن اسلامي دانشجويان آغاز و گويا قرار است كه به همان موضوع هم ختم شود! اگر حدس و گمانها را كنار بگذاريم و كاري به اين نكته نداشته باشيم كه ممكن است دفتر تحكيم و انجمن اسلامي دانشگاه زنجان، بخاطر انحلال آن انجمن دست به يك اقدام انتحاري و انتقام سخت زده باشند، در سواستفاده كاملا بجا و آگاهانه برادران دفتر تحكيم از اين ماجرا شكي نيست. چراكه متهم كردن همه آدمها آنهم با عبارات توهين‌آميز و اينگونه آسمان ريسمان بافتن، تنها و تنها از افراطيون دفتر تحكيم بر مي‌آيد و بس! به هر حال اينروزها با نزديك شدن 18 تيرماه، پياده نظام دفتر تحكيم با اطاعت از اوامر و دستورات فرماندهان و چريكهاي خارج از دانشگاه، نقش خود را بخوبي ايفا مي‌كند

جوابي براي اين نظريه بافي ها نمي دهم. فقط لطف كنيد و با همين ذهن خلاقتان براي حوادث تبريز و كرمانشاه و… هم دليل پيدا كنيد.

Advertisements

19 پاسخ به “ساكت! بگذاريد ببينيم چه خبر است…؟

  1. قبلا چون مدرکی به این واصحی نبود اینها نظر نمیدادند چون میدانستند که ماست مالی را عشق است و اسلام عزیز این مکتب انسان پرور
    ( مردیم از خنده) و نظام مقدس اسلامی دامنش آلوده نخواهد شد.

    ميرزا بنويس: مي دوني مشكل چيه؟ براي محكوم شدن بعضي ها نيازي براي مدرك نيست و براي تبرئه شدن بعضي ها هزاران مدرك جرم هم نمي تونه چيزي رو ثابت كنه.

  2. salam khili estefadeh kardam vaghan in mozal farhangist….ama dar sharayit kononi bayad beh doostan daneshgah zanjan goft keh ba ham yek seda shavand va nazarand aberoi in dokhtar bigona bervad. dovoom inkeh dar sharaiti keh agar yeki az resanehaee biposhtiban faght beh yeki az aghayoon begeh balai cheshmetton abro foran taligh va bad ham monhal mishe in khabr gozari sag dollat yani Fars harchi delesh mikhad mineviseh man pishnahad mikonam tatili khabar gozari fars beh khater sookot chand rozeh va bad ham tohin beh shaan va shoor daneshjoo dar list khastehee motasenin gharar begireh…piroz bashid

    ميرزا بنويس: شما هم پيروز باشيد عزيز.

  3. بزودی این دختر خانم دستگیر شده وبدون هیچ نوع شکنجه ای ومحاکمه ای ناگهان موهای سرش لای در زندان گیر کرده ومیمیرد مثل بقیه
    البته جرمش ربطی به دانشکاه زنجان ودکتر مددی ندارد فقط در برابر دوربین تلویزیون به جاسوسی برای بیگانه وروابط نامشروع با کارتر اعتراف خواهد کرد

    ميرزا بنويس: 🙂

  4. عالی بود، رفیق! توی این مملکت دکتر مددی تنها فرد متجاوز به حرمت انسانی نیست! همونهایی که توی این مطلبت از اون‌ها به عنوان «می‌گویند» یاد کردی، همان اندیشه‌ی مددی رو دارند! بعضی‌هاشون به جای آلت متجاوز مددی، قلم بر کاغذ دارند و بعضی انگشت بر کیبورد! دختر و پسر و مرد و زن هم نداره! بیماری‌های روانی، جنسیت نمیشناسه!
    نمی‌خواهم بگویم که روزگار غریبی است، نه! آخر تا بوده همین بوده! تو نیز این را می‌دانی، رفیق!

    ميرزا بنويس: آره انگار!

  5. سلام، نمي دونم اخبار مربوط به مرگ زهرا بني يعقوب در همدان را يادت هست يا نه، اون روزها من واسه ايسنا كار مي كردم، وقتي براي اولين بار با رحيم (برادر زهرا) حرف زدم ، بمونه كه چه حالي شدم ولي به خودم گفتم من نه يك خواهر بلكه چند ميليون خواهر دارم، اون روزها هر لحظه كه از تهديدهاي نيروهاي امنيتي مي ترسيدم و يا حرف هايي كه سپاهي ها مي زدن به گوشم مي رسيد يك لحظه به آخرين لحظات زندگي دكتر زهرا فكر مي كردم ، فقط يك لحظه حرف هاي رحيم رو توي ذهنم مرور مي كردم وبعد از اون ديگه نمي تونستم چيزي به نام ترس رو درك كنم
    نمي دونم خبر دستگيري فرشاد دوستي پور دانشجويان كرد رو توي ماه پيش شنيدي، توي روزهايي كه اون توي انفرادي بود، من شب و روز نداشتم، چون وقتي فقط يك لحظه به چشمان گريان مادرش كه مي ديد پسرش براي چندمين بار بي دليل دستگير مي شه و الانم به دليل بيماريش جونش در خطره فكر مي كردم ديگه نمي تونستم ساكت بشينم و…. وقتي كه به …. وقتي حكم اخراج خودم از دانشگاه اومد فقط 3 نفر حالم رو پرسيدن، فقط 3 نفر، البته شايد فرشادم آزاد بود و اون روزها توي اوين نبود به اين تعداد افزوده مي شد،اما وقتي فكر مي كنم توي كشورم خيلي ها كشته مي شن و نه تنها كسي يادي ازشون نمي كنه بلكه قاتلان با افتخار توي خيابون راه مي افتن و مي گن، فلاني اين طور بود و مرگ حقش بود، نمي تونم يك لحظه ساكت بشينم.
    وقتي توي خيابون كسي كه حداقل توي محل خودمون همه مي دونن كه چكارست، بخاطرلباس خواهر من يا فلان دختر گير ميده و دستگيرش مي كنه و به دادگستري (به اتهاماتي چون جرم مشهود!!!) مي بره و از سويي ديگر وقتي يكي از همين آمرين به منكر! در حين انجام عمل منكر دستگير ميشه، يكي (هر كي كه مي خواد باشه و از هرجا كه مي خواد باشه) حرف از حفظ حريم خصوصي مي زنه كه من فقط توي فضاي اينترنت اسموشو شنيدم و اصلا نمي دونم چيه، مي خوام ….
    راست مي گي، اينجا ايرانه، كشوري كه توش مسئولين حق داشتن حرمسرا دارن ولي شهروندان حق داشتن يك ارتباط دوستانه با هم رو ندارن، اينجا كشوريه كه دكتري را مي كشن و با افتخار جرم او را جرم مشهود اعلام مي كنند و او را كه همراه با نامزدش بوده، در حد فاحشه اي مي كنند تا توجيه كنند عمل خود را، اينجا ايران است، كشوري كه توش يك كرد مجرمه، چون كرد به دنيا اومده، يك دختر مقصره چون دختر به دنيا اومده، يك بهايي جاسوسه چون توي خانواده اي بهايي به دنيا آمده، اينجا ايرانه، كشوري كه حتي دختراش دختري رو كه بهش تجاوز شده مقصر مي دونن، اينجا ايرانه…

    ميرزا بنويس: وقتي بعضي از ما حق رو به متجاوز مي ديم از متجاوز چه توقعي داشته باشيم؟

  6. میرزا جان. بعضی دوستان(مثل ارش) را می شناسیم و می دانیم بی غرض اند. اما آنها که تا دیروز سرشان در آخور خودشان بود و با مذخرفاتشان سرگرم بودند، و امروز به ناگاه مدافع سرسخت حقوق استاد دانشگاه شده اند و به دانشجویی نسبت فساد اخلاقی می دهند، اینها یا دستشان در دست آن استاد دانشگاه و امثال اوست (در نظرات وبلاگم ببین) و یا احمق هایی هستند که صبح می گفتند درود بر مصدق و عصر می گفتند مرگ بر مصدق. بعضی هایشان تا دیروز می گفاتند مددی باید تادیب می شد و حق اش بود. امروز می گویند نه، شاید دخترک توطئه کرده است. فردا می گویند مددی همچون امام حسین است و این دختر یزیدی است! اینها نان به نرخ روز خورانی، کوردل و بی مایه اند که نمی توانند حق را که چون آفتاب روشن می درخشد به چشم ببینند. نمی خواهند ببینند. روشنی خورشید چشمشان را آزار می دهد. قرن ها است که امثال اینها بر ملت ایران ظلم می کنند. قرنها نیز طول می کشد تا این نابخردان خاموش شوند.

  7. مرا نصیحت کرده است که فریاد خدا و پیغمبرت بالاست، اما حق را نا حق کرده ای. کیست که نداند یولیو افکارش را وامدار هیچ پیغمبر و امامی نیست. خود اوست که دم از اسلام و اخلاق اسلامی می زند و گرنه در مرام ما «در این بی فخر بودن ها گناهی نیست».
    پایدار باشی و پاینده.

  8. خب ، این پستت با همه فرق داشت ، به نظر من این اتفاق پیش بینی شده بود ، این اتفاق و تمام اتفاق هایی که اتفاق افتاده بود ، باید از همون اول ، از همون اول کار ، از همون اول این بدبختی میفهمیدند که این اتفاق ها قرار بیوفته ، وقتی سایه آخوند بالای سر ما باشه اوضاع بهتر از این نمیشه !
    اولا اومدند گفتند دموکراسی ، دموکراسی ، دموکراسی ، ما مسلمانیم ، فاشیست نیستیم ، اصول دیال را بلدیم ، مرگ بر کمونیست ، مرگ بر ایست و ایست های دیگه ، الان بگید وژدانا ما دموکراسی داریم ؟ ما فاشیست نیستیم ؟ اصلا اسم این رو میشه دیالکتیک گذاشت ؟ نخیر !
    این مسئله و مسائل قبلشم باید به اول کار توجه کنیم ، نباید فقط نظریه پردازی کنیم ، باید انگل رو از ریشه زد تا دیگه شاخ و برگش این طوری بزرگ نشه !
    شما که تو ایران فکر نمیکنم باشی ولی خب من که تو ایرانم ترجیح میدم دیگه از بازی خارج نشم چون هزار تا آرزو دارم و با خارج شدن از بازی ، از زندگیم خارج میشم !
    فقط باید همین رو اضاف کنم که باید از همون اول به شریعتی توجه میکردیم ، ملا ها آدم نیستند ! و در جواب کاوه عزیز باید بگویم که به قول شریعتی اینها خودشون منکرند !

  9. خودشون فساد ايجاد ميكنند و ميگن ما بر عليه فساد هستيم.فساد رو ديگر نميشود متوقف كرد و حتي به دستگاه هاي دولتي و فرهنگي هم رسيده و اين مايه ي تاسف است.
    به هم سري بزن

  10. سلام استاد !
    با یه پارادوکس به روزم ، تا الان همه زور زدند برای این پارادوکسه ! ببینیم چه میکنی !

    خدانگهدار

  11. سلام و خسته نباشید .

    دوست عزیز ما شما رو توی سایتمون لینک کردیم میخواستم بدونم شما تمایل دارید لینک ما رو قرار بدید توی سایتتون .

    حتمی خبرم کنید
    پیشاپیش ممنون

  12. اشکل نداره ! این پارادوکسه خیلی سخت بود !
    یه روز مدت پاسخ گویی رو تمدید کردم رفیق ، یه راهنمایی تابلو هم نوشتم داخل نظرت !

    ممنون
    خدانگهدار

  13. آقا با پاسخش به روزم !
    فقط چسب بگیر ، کفت نبره ، پست بعدی رو تصمیم گرفتم مقاله تاریخی ام رو بزنم ، شاید بازم مثل وبلاگ های قبلی ، جنجال به پا کرد !

    منتظرتم
    خدانگهدار

  14. آقا پاسخشو دادم ها ! سر نزدی ! الان با یه مقاله تاریخی جامعه شناسی به روزم ، علت بدبختی ها رو گفتم ، با نام از ماست که بر ماست !

    خدانگهدار

  15. با همين ذهن خلاقتان براي حوادث تبريز و كرمانشاه و… هم دليل پيدا كنيد.
    افسوس
    افسوس
    افسوس ❗

    ميرزا بنويس: افسوس….

  16. آقا خیلی وقته سر نمیزنی و آپ نمیکنی ، خبری شده ؟

  17. حیف شد ، خیلی وقته نیستی !
    کجایی ؟

  18. عجب ، پیدا شدی داش میرزا .
    نه بابا فقط این هر غلطی میکنه به پای اسلام تمومش میکنه ، میگه تمام پادشاهان بدند از جمله کوروش چون اسلام گفته ، مرد حسابی نمیدونه … الان گفته بودم ها
    میگه هر چی افتخارات کوروش داره رو خودش نوشته ، منم یه متن اضافه کردم ، این کوروش ، مگه رفته به 1000 سال بعد از خودش ، اسمشو توی قرآن تحریف نشده ما نوشته ، که بگیم هر چی داره خودش نوشته ؟؟
    خیلی آدم های خلی پیدا میشوند !

    ميرزا بنويس: سخت نگير برادر.
    فقط انسانهاي كوچك از بزرگي و عظمت ديگران مي ترسند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s