بایگانی دسته‌ها: طنز

در صورت بروز هرگونه بي تربيتي به واحد پستي مربوطه مراجعه نمايند

امروز داشتم توي مداركم دنبال يه كاغذ مي گشتم كه يك رسيد پست پيشتاز رو پيدا كردم. مي خواستم ببينم مال چي بوده و اگه مهم نيست دور بندازمش كه چشمم افتاد به قسمت از توضيحات پشت برگه:

– با توجه به مدت نگهداري مدارك و اسناد مربوط به مرسولات پيشتاز، در صورت بروز هرگونه بي تربيتي(!!) و يا تاخير در تحويل آن حداكثر تا 30 روز به واحد پستي مربوطه مراجعه نمايند.

اين هم عكسش كه البته يه كم بعضي جاهاش رو محو كردم و اسم وبلاگ رو نوشتم ولي به شرافت ميرزا بنويسيم سوگند مي خورم كه هيچگونه دستكاري فتوشاپي يا هر نرم افزار ديگه اي در متنش به كار برده نشده.

پست پيشتاز بي تربيتي

براي ديدن عكس در اندازه واقعي، بر روي آن كليك كنيد

نمي دونم يعني هيچكس توي پست يا حتي چاپخونه يا به طور كلي توي فرآيند تكثير انبوه اين برگه يه دور اون رو با دقت نخونده؟ 🙂

در هر صورت از برادران پست كه اينقدر براي بروز بي تربيتي نگران هستن تشكر مي كنم.

پي نوشت: اگر شما هم به يكي از اين رسيدها دسترسي داريد، لطفا چك كنيد و نتيجه را برايم بنويسيد.

نامه سرگشاده اهالي روستاي «كركانج آباد مكتانه» به امام زمان در رابطه با گراني هاي اخير

امروز اول صبح ديدم يكي داره در اتاقم رو از پاشنه در مياره. به هر مصيبتي بود خودم رو رسوندم دم در. حسن طاس پسر آمیز یحیی بود مي گفت كدخدا و اهالي كارم دارن. حدس زدم طبق معمول دوباره سر يه وجب زمين دعواشون شده مي خوان سند و بنچاق هاشون رو بخونن . توي راه فقط به بخت بد خودم نفرين مي كردم كه چرا اينا هميشه بايد اول صبح دعواشون شه!!!.

————————————-

كدخدا: بيا ميرزا بشين يه نامه درست و حسابي بنويس ببينم

من: نامه؟ اين موقع صبح؟ كدخدا خوب مگه خبري شده كه به اين فوريت….

كدخدا كه هيچوقت نمي ذاره حرف من تموم شه دست سید حسین پینه دوز ده رو گرفت و كشون كشون آورد طرف من. اين سيد حسين كه همه آ سد حسين صداش مي كنن همه چي رو وصله مي كنه. آدم خوبيه بنده خدا. ولي يه كم توي حرف زدن مشكل داره.

مممممن مي خوام بببببرم…..

بازم كدخدا پريد وسط: آ سد حسين داره به امید خدا میره پابوس امام زمان مسجد جمکران.

ميرزا: مگه آقا ظهور كرده؟

كدخدا هم انگار منو دايورت كرده بود روي شاخه چنار وسط خونش ادامه داد: ديشب منو چند تا از ريش سفيداي ده با هم صحبت كرديم و ديديم كه اينجوري نميشه. اگه بخواد همين جوري پيش بره امسال همه مون از قحطي مي ميريم. گفتيم حالا كه آسد حسين داره ميره قم و جمكران يه نامه اي خدمت امام زمان بنويسيم چندتا سوال از ايشون بپرسيم. آسد حسين هم زحمتش رو بكشه و ببره بندازه توي چاه ايشون. بلكه فرجي بشه يا حداقل جوابي بياد….

————-

حالا ديگه وظيفه من مشخص بود. كدخدا و بقيه گفتن و ما نوشتيم. حالا هم واسه جبران تلافي اين چند وقتي كه نبوديم گفتيم متن نامه رو بذاريم توي وبلاگ تا كاملا شفاف سازي كرده باشيم.

اين هم متن نامه:

بسمه تعالي

خدمت مقام معظم امام زمان (عج)

با اسلام،

احتراما به استحضار مي رساند اينجانبان سكنه روستاي دورافتاده «كركانج آباد مكتانه» عاجزانه استدعا داريم فكري به حال ما بنماييد.

همانطور كه خودتان هم مي دانيد چند سنه اي است كه شخصي به نام محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين مملكت شده است. البته ما كه به خاطر 50 هزارتومن شيخ به ايشان راي داده بوديم و به خاطر اينكه وقتي خواب بود راي هايش را ريخته اند جلوي گوسفندها، در دور دوم شركت نكرديم. اما حالا ديگر كارد به استخوانمان رسيده. طبق روزنامه هايي كه هفته پيش برايمان آوردند روستا و ميرزا بنويس برايمان خواند اين آقا گفته است كه شما مملكت را اداره مي كنيد. ما هر چه ميان خودمان مشورت كرديم به نتيجه اي نرسيديم پس گفتيم نامه اي براي شما بنويسيم و از كم و كيف قضايا سوال كنيم:

آيا شما واقعا داريد مديريت مي كنيد؟ پس اين گراني ها و مصيبت ها چيست؟ اگر اينگونه است لطف كنيد و دست از مديريت برداريد و بگذاريد ما به زندگي مان برسيم. آقا گراني به درك!! ما قبلا هم گراني ديده بوديم. حتي زمان حمله انگليسي ها كه نان هم گيرمان نمي آمد زنده مانده بوديم. ولي حالا با اين واردات فراواني كه مي شود و اين خشكسالي، ديگر امسال چيزي چيزي نكاشته ايم و احتمال دارد اين بار جان سالم به در نبريم!!

اما اگر شما مديريت نمي كنيد پس اين آقا دروغ مي گويد؟ ببينيد آقا اين مش رجب ما كه خيلي آدم رك و صريحي مي باشد مي گويند از شما بپرسيم كه دست شما و محمود در دست هم است يا نه؟ و آيا واقعا عده اي وجود دارند كه دارند مافيايي مي كنند؟ پس اينكه محمود تا حالا اسم هيچكدام را نگفته تا ما با همين بيل هايمان حسابشان را برسيم براي چيست؟ آيا زورتان به اينها نمي رسد؟ يا اينكه نمي خواهد اسمشان را بگويد؟ آيا نگفتن اسم اينها خيانت به ما مردم ستمديده و مظلوم نيست؟ اگر هم اينها وجود ندارند و خودش عرضه ندارد يا اقتصاد نمي داند چرا نمي گويد تا ما همين پسر غلامحسين را كه در دانشگاه شهر در رشته اقتصاد درس خوانده ولي الان در شهر بيكار و علاف است را براي كمكش بفرستيم؟

آقا شما هم مي دانيد قيمت برنج الان چند است؟ قند يا شكر را چه؟ حالا البته پودر رختشويي زياد به ما ربطي ندارد. ما هنوز هم خدا را شكر لباسهايمان را با همان گل رختشويي مي شوييم.

آقا جان لطفا تكليف ما را روشن كنيد. يا شما مديريت مي كنيد يا نمي كنيد. اگر مي كنيد اين چه وضع كردن است؟ اگر نمي كنيد خوب بگوييد كه مي كند تا ما تكليفمان را بدانيم.

زياده عرضي نيست آقا. فقط جانمان فدايتان زودتر يك جوابي بدهيد كه مي ترسيم فردا صبح كه بيدار شديم آب خوردن هم گيرمان نيايد.

با تشكر و آرزوي تعجيل در فرجتان

اهالي روستاي كركانج آباد مكتانه

كتبت في التاريخ 27 جمادي الأول 1429 بقلم العبد الضعيف ميرزا بنويس

به 550 نفر بدحجاب نیازمندیم.

نواندیش نوشته که 9450 نفر بدحجاب در استان کرمان تذکر گرفتند. با توجه به اینکه هنوز 550 نفر دیگه مونده تا به ده هزار نفر برسه مناسب دیدم که برای رسوندن این عدد به ده هزار یه آگهی بدم.

به خواندن ادامه دهید

متن اصلی جنگ سرد ابراهیم رها/درس جانور شناسي

سانسورهمیشه اولین مطلبی که از اعتماد می خوندم جنگ سرد ابراهیم رها بود. و امروز فهمیدم که آقای رها این ستون رو تعطیل کرده. البته همونطور که خودش هم ذکر کرده دلیل اصلیش سانسور حاکم بر نشریات امروزه.

 

چندی پیش ایمیلی از آقای رها دریافت کردم که متن اصلی مطلب 22 آبان رو به پیوست داشت. البته اون موقع ترجیح دادم که منتشرش نکنم اما حالا که جنگ سرد بسته شد مطلب اصلی و لینک مطلب چاپ شده رو می ذارم تا مقایسه کنید. همونطوری که مشخصه 70 درصد مطلب ابراهیم رها حذف شده. به نظرم خوب کاری کرد که تعطیلش کرد. این جنگ سرد دیگه شده بود شیر بی یال و دم اشکم. اینقدر ازش حذف می کردن که آدم نمی فهمید اصلا منظور چی بوده.

 

متن اصلی جنگ سرد سه شنبه 22 آبان: به خواندن ادامه دهید

اجرایی شدن مصوبات رئیس جمهور در چهار سکانس

سفر استانی رئیس جمهوردور دوم سفرهای استانی رئیس جمهور شروع شده و ایشون در این دوره هم یک سری مصوبه جدید برای هر استانی تصویب می کنن. اینکه این مصوبات از کجا می آیند حالات مختلف دارد؛ بعضی از این مصوبه ها (به گفته آقای دبیر، که از اصولگرایان هم می باشند) مصوبه های تصویب شده! هستند به این معنی که این پروژه ها و اعتبار آنها قبلا از سوی مجلس تصویب شده اند و ایشان حداکثر مکان اجرای آنها را از یک شهر به شهر دیگری جا به جا می کنند و بعضی دیگر هم مصوبه هایی هستند که به ظرف یک دو روز تا حداکثر یکی دو ماه آماده شده اند و به رئیس جمهور داده می شوند تا اعلام و تصویب کند. اما بعضی هم که محصول جو گیری ایشان در هنگام سخنرانی هستند ظرف حداکثر 3 ثانیه توسط ایشان و در ذهنشان بررسی و تصویب می شوند تا ایشان صدای کف و سوت مردم را بشنوند کمی میل خودنماییشان ارضا شود.

—————————————————

چندی پیش استانداری از تمام دستگاهها خواست تا میزان اجرایی شدن مصوبه های سفر استانی رئیس جمهور را گزارش کنند. خوب اداره ای که من در آن کار می کنم هم به ادارات شهرستانها دستور داد که این میزان را اعلام کنند و من هم شدم مسئول جمع آوری و گزارش این ارقام.

—————————————————

سکانس اول- روز- داخلی- اتاق روابط عمومی

به خواندن ادامه دهید

نامه یک بزغاله به چوپان ترین رییس جمهور دنیا

جناب آقای احمدی نژاد

ریاست محترم طویله کل کشوربزغاله

احتراما به استحضار می رساند از آنجایی که این دومین دوره سفرهای استانی شما می باشد و اینجانب در دوره قبل موفق به نوشتن نامه برای شما نشدم از اعماق سیراب شیردانم از شما عذر خواهی می کنم.

امروز متوجه شدم که شما ما را داخل آدم حساب کرده اید یا بهتر است بگویم آدمها را داخل ما حساب کرده اید اما از آنجا که نتایج حرکات محیر العقول شما را در زندگی انسانها به عینه می بینم از شما می خواهم که حرفتان را پس بگیرید و بگذارید ما راحت زندگیمان را بکنیم.

اینجانب از طرف تمام بزغاله ها عاجزانه از شما استدعا دارم که ما و مخالفانتان را در یک ردیف قرار ندهید. چیزی که زیاد است حیوان است خوب می گفتید گاو یا گوسفند یا حتی مرغ! آخر چرا بزغاله؟!!

من از شما تقاضا دارم به کودکی و خردسالی ما بزغاله ها رحم کرده و ما را مورد الطاف دولت مهرورزتان قرار ندهید.

زیاده عرضی نیست

قربانتان گردم

بالا بزغاله