بایگانی دسته‌ها: محيط زيست

فراخواني براي هفته سبز، وبلاگستان سبز

موج سبز

«از پنجم ژوئن 1972 تاکنون، جهانیان همه ساله آیین‌هایی را در نکوداشت حرمت طبیعتی که در آن زیست می‌کنند، برپا می‌دارند. 36 سال است که روز جهانی محیط زیست در نیمه‌ی خردادماه گرامی داشته می‌شود. در این روز از اغلب تشکل‌های مردم نهاد گرفته تا مقام‌های دولتی و نخبگان جهانی بر لزوم حفظ یگانه زیستگاه شناخته شده‌ی حیات – کره زمین – تأکید می‌شود؛ زیستگاهی که شوربختانه به دلیل نابخردی‌ها و آزمندی‌های نوع بشر، هر روز بر دامنه‌ی شکنندگی و آسیب‌پذیری آن افزوده می‌شود و شاهد نیستی یکی از زیستمندان گیاهی یا جانوری و یا چشم‌اندازی ناب و میراث ارزشمند طبیعی‌اش هستیم«.

سايت موج سبز با اين مقدمه، فراخواني براي تمام وبلاگ نويسان پارسي زبان منتشر كرده است. همانطور كه مي دانيد 16 خرداد روز جهاني محيط زيست است و بسياري از وبلاگ نويسان سراسر دنيا براي بزرگداشت اين روز اقدام به نوشتن مطلبي در اين زمينه مي كنند. وبلاگ نويسان پارسي نيز قبلا در اينگونه حركتها شركت كرده اند. و موج سبز اميدوار است كه با شروع اين حركت بتوان گامي براي محيط زيست برداشت. هرچند به نظر من وبلاگ ها همين كه بتوانند كمي وجدان عمومي جامعه را قلقلك بدهند هم كار بزرگي كرده اند. من تصميم دارم در اين حر كت شركت كنم زيرا تجربه شركت در جنبش روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست برايم ثابت كرد اگر حتي نتوانم روي ديگران تاثير بگذارم اما خودم مجبور شدم براي مطلب نوشتن كمي بيشتر به اهميت اين مسئله دقت كنم و البته تا حدودي نيز اطلاعاتم را افزايش دهم.

نكته اساسي كه در اين فراخوان وجود دارد اين است كه شما ملزم نيستيد كه حتما به صورت مستقيم به محيط زيست بپردازيد. شما مي توانيد با توجه به رويكرد وبلاگتان گوشه اي از اين مسئله را كنكاش يا بازگو كنيد. مثلا اگر شما در مورد سياست مي نويسيد به سياستهاي محيط زيستي دولتها بپردازيد و اگر طنز مي نويسيد مي توانيد اهميت اين مسئله در جامعه را به صورت طنز نقد يا مطرح كنيد. و حتي اگر مطالب شخصي و روزشمار مي نويسيد مي توانيد به نحوه برخورد دوستان يا حتي خودتان با مسئله محيط زيست بپردازيد و هزاران مسئله ديگر كه خودتان بهتر مي دانيد.

براي شركت در اين فراخوان و دريافت لوگو به اين صفحه مراجعه كنيد.

فراخوانی برای یک حرکت سبز

وبلاگ نویسان فارسی با موج سبز همراه شوید

Advertisements

درخت افكن بود كم زندگاني ( به بهانه روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست)

Bloggers Unite - Blog Action Day

امروز روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست است و اين بهانه اي شد تا من هم به اندازه خودم بنويسم.

حفظ محيط زيست اگرچه واژه اي نو مي نمايد و محصول مدرنيته به حساب مي آيد اما در تاريخ و فرهنگ ما با نامي ديگر همواره وجود داشته است. حفاظت از محيط زيست براي پيشينيان ما همان مفهوم احترام به طبيعت را داشته كه همواره در تمامي فرهنگ و سنن ما جاري بوده است. آلوده كردن آبهاي روان و بريدن درختان براي ايرانيان يك امر زشت و بي احترامي به روح زندگي بوده است و از نظر آنان عقوبت سنگيني نيز در پي خواهد داشت.

«درخت افكن بود كم زندگاني» فردوسي

جالب اينجاست كه عليرغم اينكه سوخت اصلي مردم چوب درختان بوده و بسياري از لوازم متداول زندگي نيز چوبي بوده اما باز هم قطع درختان عمل مذمومي شمرده مي شده است.

در فرهنگ ايراني بسياري از موجودات زنده و درختان مقدس شمرده مي شده اند و پس از آن نيز در فرهنگ پس از اسلام نيز اين روال (به استثناي رفتار زشتي كه كه با سگ و خوك انجام مي شد) ادامه داشته است.

«درختان هموطن ما هستند، زيرا مانند ما در اين خاك به دنيا مي آيند و زندگي مي كنند و مي ميرند» زردشت (نقل به مضمون).

صدمه زدن به محيط زيست از جايي آغاز شد كه «پيشرفت به هر قيمتي» مجاز شمرده شد و موج دوم تمدن بشري بدون در نظر گرفتن اخلاقيات زاده شد. اما امروزه سخن از موج سوم است موجي كه براي حفظ محيط زيست قوانين محكم و البته قابل اجرايي مي گذارد و حال ما از خود مي پرسيم كجاي اين تمدن ايستاده ايم؟

حقيقت همين است كه هميشه اذعان مي كنيم؛ از نظر تكنولوژيكي ما جهان دومي هستيم و البته آنچنان باهوش هم نيستيم! كه بدانيم چگونه عمل كنيم كه حداقل از لحاظ اقتصادي پيشرفت كنيم. دنياي مدرن ديگر نمايي از كارخانجات عظيم فولاد و پتروشيمي ندارد. آنها اين صنايع دايناسوري كم بهره و پرهزينه را به ما مي دهند ( بخوانيد مي بخشند) و خود درگير پروژه هاي كوچك اما گرانبها هستند. يك مجتمع پترشيمي ما با تخريب شديد محيط زيست و مصرف انرژي بالا سودي كمتر از يك كارگاه كوچك تهيه اسانس هاي معطر در فرانسه را مي دهد و يك بشكه محصول اين پتروشيمي قيمتي كمتر از يك شيشه 100 ميلي ليتري ادكلن فرانسه دارد بماند كه در نانو تكنولوژي ما اصلا چيزي براي مقايسه با آنها نداريم.

مسئله بعدي مقايسه همان صنايع مشتركي است كه آنها نيز دارند جالب است كه در آلمان يك مجتمع توليد مس دقيقا كنار يك مهد كودك است و اين خود از جاذبه هاي آن شهر به حساب مي آيد ولي مجتمع مس سرچشمه ما حتي تا كيلومترها زمين هاي اطرافش و مردم مجاورش را آلوده كرده و زمينهاي زراعي اطراف آن به دليل بارانهاي متداول اسيدي ديگر بهروري لازم را ندارند. ذكر يك خاطره در اين مورد هم بي مناسبت نيست؛ يك بار كه به يكي از روستا هاي اطراف سرچشمه رفته بودم با باغبان پيري صحبت مي كردم كه از آنچه كه خودش بي بركتي زمين مي ناميد شكايت مي كرد و مجدانه معتقد بود كه اينها همه از زماني شروع شده است كه مردم روستا خدا را فراموش كرده اند و حتي در خانه هايشان ويديو آوردند! (جالب است كه امام جماعت عيد فطر مشهد هم چيزي شبيه به همين براي ماهواره گفته بود). البته من هرچه سعي كردم كه به او بقبولانم كه عامل اصلي آن دودكش 40-50 متري مس سرچشمه است قبول نكرد.

بگذريم.

امروز ما شرايط مناسبي در مقايسه با اروپاي 50 سال پيش داريم (البته اگر فقط 50 سال از آنها عقب باشيم) ما تجربه آنها در زمينه محيط زيست را داريم كه بايد مجدانه به حاكمان بقبولانيم كه نيازي به تجربه كردن مجدد آن نيست و بهتر از همين حالا به فكر حفظ محيط زيستمان باشيم.

شخصا پيشنهاد مي كنم در اين زمينه به چند نكته اساسي دقت ويژه كنيم:

1- مسئله محيط زيست را سياسي نكنيم كه هرگز به جواب نمي رسيم و اگر جايي كار جدي محيط زيستي با نام هر كسي انجام مي شود از آن حمايت كنيم.

2- به صرفه جويي در زمينه انرژي خصوصا سوخت هاي فسيلي و برق بيشتر اهميت بدهيم

3- به جاي واردات صنايع غولپيكر و مخرب به صنايع كوچكتر و پاك تر بپردازيم كه مطمئنا سود بيشتري نيز دارند.

4- عليرغم اينكه انرژي هسته اي تبديل به يك كاريكاتور مضحك سياسي شده است اما مطمئنا از توليد انرژي از سوختهاي فسيلي پاك تر ومقرون به صرفه تر است.

5- كشور ما سرشار از موقغيتهاي مناسب براي توليد انرژي هاي پاك از باد و موج و نظاير اينهاست كه بايد سرمايه گذاري جدي در اين زمينه شود.

6- فرهنگ بازيافت را نهادينه و تكنولوژي مورد نياز آنرا تهيه كنيم.

و در پايان:

كودكان ژاپني در كتابهايشان مي خوانند: ما آب كم داريم! ما خاك نداريم! ما نفت نداريم پس بايد صرفه جويي كنيم. ولي ما از كودكي شنيده ايم: ما آب فراوان داريم؛ ما كشور وسيع و خاك فراوان داريم! ما نفت داريم و الته آنها نيز گفته اند بايد صرفه جويي كنيم ولي ما باورمان نشد بايد مي گفتند اين نفت تمام مي شود اگر صرفه جويي نكنيم و اين آب و خاك آلوده مي شوند اگر قدر ندانيم .