قانون؛ از روده و پوست بره تا …

‌قانون راجع به روده

مصوبه پنجشنبه 17 ربيع‌الثاني 1328 قمري
‌ماده اول – روده و كپون و زه متصل به روده كليه ذبايح در تمام مملكت به عنوان ماليات متعلق به دولت است.
‌ماده دوم – هر گاه محقق شود كه كسي بدون اجازه دولت روده و كپون و زه فروخته است نصف قيمت از فروشنده دريافت خواهد شد.
‌ماده سوم – كساني كه براي مصارف داخلي روده و زه و كپون لازم داشته باشند در ابتياع حق تقدم بر ساير مشتريان دارند و فقط به صنف زهتاب دو‌ثلث از قيمت عادله تخفيف داده مي‌شود.
‌ماده چهارم – ترتيب جمع‌آوري روده و زه و كپون و اداره اين كار را وزارت ماليه مرتب خواهد نمود.
‌ماده پنجم – اين قانون در هر محل ده روز پس از اعلان به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

شايد باور كردنش سخت باشه ولي اين قانون واقعا در تاريخ 17 ربيع‌الثاني 1328 قمري درمجلس شوراي ملي تصويب شده است. و البته طبق پاورقي ذكر شده در زير همين قانون، اين قانون به موجب «‌الغاء عوارض راجع به روده» مصوب 15 آذر ماه 1305 شمسي (دوره ششم تقنينيه) نسخ شده است. اين قانون قبلا در دوره پنجم ملغي شده است.

اگر سري به سايت مجلس شوراي اسلامي بزنيد مي توانيد در قسمت مجموعه قوانين مجلس شورا، قوانين جالبي رو پيدا كنيد. قوانيني كه شايد روزي خيلي بديهي و موجه جلوه مي كردن و امروزه خنده دار به نظر ميان.

چند تا قانون جالب ديگه رو لينك مي كنم ببينين

‌قانون راجع به قرارداد پوست بره (مصوب 16 جمادي‌الاول 1328 قمري)

قانون سربازگيري (مصوب 9 عقرب مطابق 23 ذي‌حجه 1333 قمري)

‌قانون مطبوعات (مصوب 5 محرم‌الحرام 1326 قمري) نمي دونم اين قانون چقدر تغيير كرده ولي انگار قانون مطبوعات كنوني هم خيلي قديميه.

‌قانون واگذاري انحصار عراده‌راني از مشهدسر الي بارفروش (مصوب 24 جمادي‌الاخر 1328)

و اين هم يك قانون براي قتل محمدعلي ميرزا و برادران!

متن اين قانون هم جالبه:

قانون در باب اعدام محمدعلي ميرزا و برادران
‌مصوب 3 شعبان 1329
‌ماده اول- چون محمدعلي ميرزاي مخلوع مفسدفي‌الارض و دفع آن واجب است هيأت دولت مجاز است يكصد هزار تومان به اعدام‌كننده يا‌دستگيركننده محمدعلي ميرزا و يا ورثه آنان بپردازد.
‌ماده دوم – وزارت جنگ مجاز است مبلغ بيست و پنج هزار تومان به خود و يا وراث دستگيركننده و يا اعدام‌كننده سالارالدوله و مبلغ بيست و پنج‌هزار تومان به خود يا وراث دستگيركننده و يا اعدام‌كننده شعاع‌السلطنه بپردازد.

پي نوشت 1: شايد همونقدر كه تصويب قانون براي روده و پوست بره و ساير احشام براي ما خنده داره، يك سري از قوانين ما هم براي آيندگان خنده دار باشه. مثلا فرض كنيد همين قانون سهميه بندي بنزين! يه روزي كه بنزين حتي به لعنت خدا هم نيارزه اونوقت تعجب مي كنن ما واسه چهار ليتر بنزين چه آتيش بازي راه انداختيم. يا در مورد قوانين مربوط به خدمت سربازي، اگه روزي توي دنيا صلح!! بشه. اونموقع بهمون مي خندن كه انسانهاي گذشته جوانانشون رو به زور مي بردن آموزش مي دادن تا بتونن ديگر انسانها رو بكشن.

پي نوشت 2: داشتم دنبال يه سري اطلاعات در مورد بودجه و نحوه خرج شدنش واسه يكي از دوستام مي گشتم كه اينا رو پيدا كردم. شما هم اگه قانون جالبي پيدا كردين برام كامنت بذارين.

فراخواني براي هفته سبز، وبلاگستان سبز

موج سبز

«از پنجم ژوئن 1972 تاکنون، جهانیان همه ساله آیین‌هایی را در نکوداشت حرمت طبیعتی که در آن زیست می‌کنند، برپا می‌دارند. 36 سال است که روز جهانی محیط زیست در نیمه‌ی خردادماه گرامی داشته می‌شود. در این روز از اغلب تشکل‌های مردم نهاد گرفته تا مقام‌های دولتی و نخبگان جهانی بر لزوم حفظ یگانه زیستگاه شناخته شده‌ی حیات – کره زمین – تأکید می‌شود؛ زیستگاهی که شوربختانه به دلیل نابخردی‌ها و آزمندی‌های نوع بشر، هر روز بر دامنه‌ی شکنندگی و آسیب‌پذیری آن افزوده می‌شود و شاهد نیستی یکی از زیستمندان گیاهی یا جانوری و یا چشم‌اندازی ناب و میراث ارزشمند طبیعی‌اش هستیم«.

سايت موج سبز با اين مقدمه، فراخواني براي تمام وبلاگ نويسان پارسي زبان منتشر كرده است. همانطور كه مي دانيد 16 خرداد روز جهاني محيط زيست است و بسياري از وبلاگ نويسان سراسر دنيا براي بزرگداشت اين روز اقدام به نوشتن مطلبي در اين زمينه مي كنند. وبلاگ نويسان پارسي نيز قبلا در اينگونه حركتها شركت كرده اند. و موج سبز اميدوار است كه با شروع اين حركت بتوان گامي براي محيط زيست برداشت. هرچند به نظر من وبلاگ ها همين كه بتوانند كمي وجدان عمومي جامعه را قلقلك بدهند هم كار بزرگي كرده اند. من تصميم دارم در اين حر كت شركت كنم زيرا تجربه شركت در جنبش روز جهاني وبلاگها براي محيط زيست برايم ثابت كرد اگر حتي نتوانم روي ديگران تاثير بگذارم اما خودم مجبور شدم براي مطلب نوشتن كمي بيشتر به اهميت اين مسئله دقت كنم و البته تا حدودي نيز اطلاعاتم را افزايش دهم.

نكته اساسي كه در اين فراخوان وجود دارد اين است كه شما ملزم نيستيد كه حتما به صورت مستقيم به محيط زيست بپردازيد. شما مي توانيد با توجه به رويكرد وبلاگتان گوشه اي از اين مسئله را كنكاش يا بازگو كنيد. مثلا اگر شما در مورد سياست مي نويسيد به سياستهاي محيط زيستي دولتها بپردازيد و اگر طنز مي نويسيد مي توانيد اهميت اين مسئله در جامعه را به صورت طنز نقد يا مطرح كنيد. و حتي اگر مطالب شخصي و روزشمار مي نويسيد مي توانيد به نحوه برخورد دوستان يا حتي خودتان با مسئله محيط زيست بپردازيد و هزاران مسئله ديگر كه خودتان بهتر مي دانيد.

براي شركت در اين فراخوان و دريافت لوگو به اين صفحه مراجعه كنيد.

فراخوانی برای یک حرکت سبز

وبلاگ نویسان فارسی با موج سبز همراه شوید

در جستجوي بلوط

scrat كه معرف حضور همگي دوستان هست؟ همون سنجاب (موش خرما؟) بامزه اي كه توي پويانمايي هاي عصر يخبندان، در به در دنبال بلوطش بود ولي هر دفعه باعث بو وجود اومدن تغييرات بزرگي توي وضعيت كره زمين مي شد.

scrat سنجاب عصر يخبندان

امروز يكي دوستان يك پويانمايي ديگه از اين شخصيت كارتوني رو بهم نشون داد و همين باعث شد تا مقداري جستجو كنم و اطلاعات جالبي در مورد اين شخصيت جالب كارتوني پيدا كنم. Scrat تا به حال در دو فيلم بلند عصر يخبندان 1 و 2 ظاهر شده و البته سري سوم اين پويانمايي هم به نام Ice Age: Dawn of the Dinosaurs در سال 2009 به نمايش در مياد. از اينجا مي تونين قسمت ابتدايي اين كارتون رو ببينين. اما علاوه بر اين سه پويانمايي دو پويانمايي كوتاه هم براي اين شخصيت ساخته شده كه هر دوتا جالب هستن.

اولي Gone Nutty نام دارد كه به نظر ميرسه كيفيت كارهاي بعدي رو نداره. داستان اصلي اين پويانمايي در مورد همين سنجابه كه توي يك تنه بزرگ درختي انباري از بلوط براي خودش ساخته و وقتي مي خواد آخرين دونه بلوط رو توي اون انبار جا بده دچار يك دردسر بزرگ ميشه و همين دردسر منجر به يكي از مهمترين اتفاقات كره زمين ميشه. اين كارتون رو هم مي تونين از اين آدرس ببينيد. اما كارتون كوتاه ديگه اي هم هست كه Scrat يك ماشين زمان زمان پيدا ميكنه و همين دستمايه داستان 7 دقيقه اي و جالب No time for nuts ميشه.

توصيه مي كنيم اين قسمت رو اگر نديده ايد حتما تماشا كنيد.

لينك مستقيم همين ويدئو از ياهو

5 عكس با كيفيت از سنجاب عصر يخبندان (Scrat)

پي نوشت 1: حتما متوجه شدين كه توي اين متن به جاي استفاده از واژه غريب و نامانوس(؟؟) انيميشن از پويا نمايي استفاده كردم. ولي باور كنيد تا جا نيوفتند اين كلمات استفاده شون يه كم دشواره.

پي نوشت 2: يكي به من بگه ويدئوهاي ياهو رو چه جوري اينجا بذارم؟ انگار وردپرس فقط گوگل و يوتيوب رو حمايت مي كنه!

نامه سرگشاده اهالي روستاي «كركانج آباد مكتانه» به امام زمان در رابطه با گراني هاي اخير

امروز اول صبح ديدم يكي داره در اتاقم رو از پاشنه در مياره. به هر مصيبتي بود خودم رو رسوندم دم در. حسن طاس پسر آمیز یحیی بود مي گفت كدخدا و اهالي كارم دارن. حدس زدم طبق معمول دوباره سر يه وجب زمين دعواشون شده مي خوان سند و بنچاق هاشون رو بخونن . توي راه فقط به بخت بد خودم نفرين مي كردم كه چرا اينا هميشه بايد اول صبح دعواشون شه!!!.

————————————-

كدخدا: بيا ميرزا بشين يه نامه درست و حسابي بنويس ببينم

من: نامه؟ اين موقع صبح؟ كدخدا خوب مگه خبري شده كه به اين فوريت….

كدخدا كه هيچوقت نمي ذاره حرف من تموم شه دست سید حسین پینه دوز ده رو گرفت و كشون كشون آورد طرف من. اين سيد حسين كه همه آ سد حسين صداش مي كنن همه چي رو وصله مي كنه. آدم خوبيه بنده خدا. ولي يه كم توي حرف زدن مشكل داره.

مممممن مي خوام بببببرم…..

بازم كدخدا پريد وسط: آ سد حسين داره به امید خدا میره پابوس امام زمان مسجد جمکران.

ميرزا: مگه آقا ظهور كرده؟

كدخدا هم انگار منو دايورت كرده بود روي شاخه چنار وسط خونش ادامه داد: ديشب منو چند تا از ريش سفيداي ده با هم صحبت كرديم و ديديم كه اينجوري نميشه. اگه بخواد همين جوري پيش بره امسال همه مون از قحطي مي ميريم. گفتيم حالا كه آسد حسين داره ميره قم و جمكران يه نامه اي خدمت امام زمان بنويسيم چندتا سوال از ايشون بپرسيم. آسد حسين هم زحمتش رو بكشه و ببره بندازه توي چاه ايشون. بلكه فرجي بشه يا حداقل جوابي بياد….

————-

حالا ديگه وظيفه من مشخص بود. كدخدا و بقيه گفتن و ما نوشتيم. حالا هم واسه جبران تلافي اين چند وقتي كه نبوديم گفتيم متن نامه رو بذاريم توي وبلاگ تا كاملا شفاف سازي كرده باشيم.

اين هم متن نامه:

بسمه تعالي

خدمت مقام معظم امام زمان (عج)

با اسلام،

احتراما به استحضار مي رساند اينجانبان سكنه روستاي دورافتاده «كركانج آباد مكتانه» عاجزانه استدعا داريم فكري به حال ما بنماييد.

همانطور كه خودتان هم مي دانيد چند سنه اي است كه شخصي به نام محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين مملكت شده است. البته ما كه به خاطر 50 هزارتومن شيخ به ايشان راي داده بوديم و به خاطر اينكه وقتي خواب بود راي هايش را ريخته اند جلوي گوسفندها، در دور دوم شركت نكرديم. اما حالا ديگر كارد به استخوانمان رسيده. طبق روزنامه هايي كه هفته پيش برايمان آوردند روستا و ميرزا بنويس برايمان خواند اين آقا گفته است كه شما مملكت را اداره مي كنيد. ما هر چه ميان خودمان مشورت كرديم به نتيجه اي نرسيديم پس گفتيم نامه اي براي شما بنويسيم و از كم و كيف قضايا سوال كنيم:

آيا شما واقعا داريد مديريت مي كنيد؟ پس اين گراني ها و مصيبت ها چيست؟ اگر اينگونه است لطف كنيد و دست از مديريت برداريد و بگذاريد ما به زندگي مان برسيم. آقا گراني به درك!! ما قبلا هم گراني ديده بوديم. حتي زمان حمله انگليسي ها كه نان هم گيرمان نمي آمد زنده مانده بوديم. ولي حالا با اين واردات فراواني كه مي شود و اين خشكسالي، ديگر امسال چيزي چيزي نكاشته ايم و احتمال دارد اين بار جان سالم به در نبريم!!

اما اگر شما مديريت نمي كنيد پس اين آقا دروغ مي گويد؟ ببينيد آقا اين مش رجب ما كه خيلي آدم رك و صريحي مي باشد مي گويند از شما بپرسيم كه دست شما و محمود در دست هم است يا نه؟ و آيا واقعا عده اي وجود دارند كه دارند مافيايي مي كنند؟ پس اينكه محمود تا حالا اسم هيچكدام را نگفته تا ما با همين بيل هايمان حسابشان را برسيم براي چيست؟ آيا زورتان به اينها نمي رسد؟ يا اينكه نمي خواهد اسمشان را بگويد؟ آيا نگفتن اسم اينها خيانت به ما مردم ستمديده و مظلوم نيست؟ اگر هم اينها وجود ندارند و خودش عرضه ندارد يا اقتصاد نمي داند چرا نمي گويد تا ما همين پسر غلامحسين را كه در دانشگاه شهر در رشته اقتصاد درس خوانده ولي الان در شهر بيكار و علاف است را براي كمكش بفرستيم؟

آقا شما هم مي دانيد قيمت برنج الان چند است؟ قند يا شكر را چه؟ حالا البته پودر رختشويي زياد به ما ربطي ندارد. ما هنوز هم خدا را شكر لباسهايمان را با همان گل رختشويي مي شوييم.

آقا جان لطفا تكليف ما را روشن كنيد. يا شما مديريت مي كنيد يا نمي كنيد. اگر مي كنيد اين چه وضع كردن است؟ اگر نمي كنيد خوب بگوييد كه مي كند تا ما تكليفمان را بدانيم.

زياده عرضي نيست آقا. فقط جانمان فدايتان زودتر يك جوابي بدهيد كه مي ترسيم فردا صبح كه بيدار شديم آب خوردن هم گيرمان نيايد.

با تشكر و آرزوي تعجيل در فرجتان

اهالي روستاي كركانج آباد مكتانه

كتبت في التاريخ 27 جمادي الأول 1429 بقلم العبد الضعيف ميرزا بنويس

چند توصیه برای دوستان تازه بالاترین

سرکار خانم/ جناب آقای کاربر جدید

قبل از هرچیز اجازه بدین از طرف همه دوستان بالاترینی بهتون خوش آمد بگم. گفتم شاید بد نباشه توصیه هایی رو که دوستان قدیمی تر توی این مدت یکسال به من گفتن رو با شما هم در میون بذارم پس:
توجه شما را به چند نکته مهم جلب می نمایم .
برای بالابازی بهتر:

از گذاشتن لینک تکراری خودداری کنیم. البته با کمک افزونه همدم بالاترین می توان از تکراری بودن یا نبودن یک صفحه مطمئن شد اما مشکل فقط این نیست. شما ممکن است یک صفحه را لینک کنید که قبلا لینک نشده باشد اما همان خبر و مطلب از منبع دیگری لینک شده باشد و این باعث رای نیاوردن و حتی منفی گرفتن لینک شما شود. با کمک لینکهای مرتبط و جستجو در بالاترین می شه از بروز این مشکل جلوگیری کرد. اما یه توصیه به درد بخور: از سایت های کپی کار لینک نذارین تا کمتر دچار مشکل شین ( یه مطلب در همین مورد) و برای خبر ها و مطالب از سایت اصلی لینک بدین نه از سایت کپی کننده.

تیتر و توضیح مناسب بگذاریم. گذاشتن تیتر و توضیحی که حاوی نظر شخصی باشد به هیچ توصیه نمی شود. اینگونه لینکها در صورت شانس آوردن به سرعت مورد تذکر کاربران قرار می گیرند اما اگر زیاد هم خوش شانس نباشید ممکنه بعد از چند دقیقه دیگه اثری از لینکتون باقی نمونده باشه! پس تیتر و توضیح رو بدون نظر شخصی بنویسیم و البته برچسب ها را مناسب بگذاریم.» دقت و حوصله در گذاشتن برچسب نشان دهنده شخصیت شماست» ( راهنمای رای منفی و برچسب گذاری)

به آسانی منفی ندهیم اما قانون شکنی را نادیده نگیریم. در صورتی که لینکی را مستحق منفی دادن می دانید در ابتدا به فرستنده لینک تذکر دهید تا در صورت امکان تغییر دهد.

از نوشتن کامنت «داغ شد» – «رفت بالا»- «رفت صفحه اول» و… خودداری کنید. این توصیه را جدی بگیرید (خود بنده به این کامنتها علاقه خاصی داشتم اما بالادارها چنان تهدیدی کرده اند که دیگر دستم می لرزد بنویسم).

هر لینک را در بخش مربوط به خودش بگذارید. گذاشتن لینک در بخش نامربوط نیز عواقب خوشی ندارد.

در صورت لزوم حتما در تیتر لینکتان از +18 یا +16 یا +14 و یا +12 استفاده کنید. دقت کنید که گذاشتن این مثبتها قانون است و شما موظف هستید که در صورت لزوم آنها را بگذارید. این مثبتها جدای از کارکرد قانونیشان برای کاربرانی که در مکانهای عمومی یا خانوادگی و یا اداری درحال بازدید از لینکهای بالاترین هستند بسیار مفید هستند.

پی نوشت: با کمک دوستان دیگر سعی می کنم این توصیه ها را کامل تر کنم تا با هم راحت تر توی این دنیا مجازی تعامل کنیم

جشن سده جشن باستانی ایرانیان

فردا؛ چهارشنبه 10 بهمن ماه (آبان روز از بهمن ماه) روز جشن چند هزار ساله سده است. جشنی که شاید به نوعی انتظار برای پیروزی نیکی بر بدی و اشه بر دروج است.
جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند. (ویکیپدیا)

پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده:

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.” (مارلیک ایران).

در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است. (پژوهشهای ایرانی)

دکترکیهانی زاده می نویسدد: دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان. در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهاي جنوب شرقي ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده مي شود؛ يعني جشن سده صد روز پس از يکم آبان و 50 روز به نوروز برپا مي شود. برخي از پارسيان هند و تاجيکيان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهاي شرق ايران، افغانستان و آسياي مرکزي بوته خشک را آدور مي خوانند). از سده به بعد، از ميزان شدّت برودت كاسته مي شود.
مراسم جشن با هزاران سال پيش تفاوت نكرده است. مردم، هركس برحسب توان خود، مقداري هيزم اهداء مي كند و در زميني باز آتش برپا مي شود و حاضران بر گرد آن به شادي مي پردازند. نظامي در توصيف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادي دويدند از هر كنار.

آريايي ها ي آسيا و اروپا هميشه روشني و گرمي را كه خورشيد و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنايات خدا دانسته و احترام گذارده اند. (تاریخ امروز ایران و جهان)
برگزاري جشن سده:تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است. بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.
ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني. (مارلیک ایران)

10 افزونه برتر فایرفاکس از نظر من

اخطار: خواندن این متن به کاربرانی که علیرغم فرا رسیدن سال 2008 هنوز از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنند توصیه نمی شود!

1- flashGot:

این افزونه برای دانلود کردن یک یا چند فایل بطور همزمان با چندین برنامه مدیریت دانلود مستقل یا فقط یک برنامه مدیریت دانلود مناسب است. در واقع این افزونه برای دانلود خودکار توسط برنامه های مدیریت دانلود مناسبه.

نکته: از بین نرم افزارهای مدیریت دانلود من Free Download Manager رو پیشنهاد می کنم. به خواندن ادامه دهید