بایگانی برچسب‌ها: مددي

اگر جاي ديگران بودم!

دوستان لطف كردن و ما رو هم بازي دعوت كردن. نكته جالب ابنه كه توي هر دوتا بازي كه دعوت شده ام بايد بگم اگر جاي ديگران بودم چه مي كردم. اول يوزپلنگ خواسته بگم اگه جاي شخصيت هاي اتفاق دانشگاه زنجان بودم چكار مي كردم و عماد خان ازم خواسته كه بگم اگه جاي خدا بودم چيكار مي كردم. حقيقتا خيلي سخته آدم بخواد بگه اگه جاي ديگران بودم چيكار مي كردم. طرز فكر و موقعيت من با شخصيت اين داستان متفاوته و در ضمن من با خيال راحت فكر مي كنم و تصميم مي گيرم و نه هراس از رفتن آبرويم رو دارم و نه وسوسه رسيدن به چيزهايي كه اونها دنبالش بودن رو. سخته بگم اگر واقعا توي اون شرايط قرار مي گرفتم چيكار مي كردم؟
اما بگذاريد هر دوتا بازي رو يكجا انجام بدم و البته دوستاني رو هم كه در انتها دعوت مي كنم مي تونن به دلخواه خودشون توي يكي يا هر دو بازي شركت كنند.
من اگر جاي خدا بودم!!!!
واقعا نمي دونم جاي خدا بايد چيكار كنم! بايد ظلم رو نابود كنم؟ پس وظيفه خود انسانها چيه؟
حالا فرض كنيد خداوند لطف مي كرد و گوشه اي از اختياراتش را به ما تفويض مي كرد…. اول از همه پرونده عقايد جاهلانه و خرافاتي كه باعث زحمت و دردسر بشر شده اند رو مي بستم. كار و كاسبي كساني رو كه با سواستفاده از ماوراء الطبعيه از گرده مردم سواري مي كشند رو تخته مي كردم. و البته واضح به همه بشريت مي گفتم خداوند نيازي به اشخاصي كه خود رو نماينده خدا مي دونن نداره. براشون توضيح مي دادم كه خطرناك ترين انسانها همين هايي هستند كه فكر مي كنن برگزيده شده اند و وظيفه اي تاريخي به دوش دارند. براشون توضيح مي دادم كه فرق نمي كنه كه اين شخص محمدرضا شاه باشه كه مي پنداشت نظركرده امام هشتم (زمان؟) هست و وظيفه رساندن ايران به دروازه هاي خوشبختي و تمدن رو داره يا جرج بوش كه مي پنداره از طرف مسيح وظيفه نجات بشر رو داره و به جز قتل و نكبت چيزي به ارمغان نياورده. يا هر شخص ديگه اي كه فكر مي كنه وظيفه اي ماوراءالطبيعي داره و البته جز ديكتاتوري و نكبت چيزي براي بشر نخواهد آورد. فكر مي كنم مهم ترين وظيفه خداوندي افشا كردن تزوير و يا خودفريفتگي اين اشخاصه.

شخصيتهاي واقعه دانشگاه زنجان:

وزير علوم: دست از اين معصوم پنداري خودم و دولتم بر مي داشتم. سعي مي كردم اين هاله مقدس مابانه رو به ديدگاهي واقع بينانه نزديك كنم. تلاش مي كردم روالي كه باعث ميشه انسانها براي داشتن شغل و كار مجبور به رياكاري باشن رو حذف كنم. هر انساني ممكنه خطا كنه اما مهم اينه كه كساني كه ادعاي پاكي و تقدس دارند اگر چنين كنند متهم به دروغگويي هم هستند. من اگر جاي وزير علوم و طرفداران دولت نهم بودم نه در مورد حادثه استاد زرين كلك اسلام رو به باد رفته و آبروي نواميس مردم رو در خطر مي دونستم و نه در مورد حوادث دانشگاههاي ديگر سكوت مي كردم و اونها رو توطئه دشمن مي دونستم.

مي خواستم بنويسم من اگر جاي وزير علوم بودم استعفا مي كردم ديدم نوشتن اين جمله با واقعيت جامعه ما همخواني نداره. اينجا يك كشور توسعه يافته نيست كه حتي اشتباه يك مدير پايين تر وزير رو مجبور به پاسخگويي كنه چه برسه به استعفا.

دكتر مددي: من اگر جاي دكتر مددي بودم استعفا مي دادم. شغلم رو عوض مي كردم ظاهر سازي رو كنار مي ذاشتم و به دلخواه خودم زندگي مي كردم. دكتر مددي حتي اگر اين مورد بار اولش هم باشد باز هم انگار توي ارضا كردن نيازهاي جنسيش مشكل داشته كه دست به چنين كارهاي مي زده. در وهله اول همسر محترم رو از حج رفتن منع مي كردم كه اينقدر بهم سخت نگذره!!! ( براي من قابل درك نيست كه چرا يك نفر بايد به همسرش خيانت كنه، شايد اگر مي تونستم دركش كنم راه حل بهتري براش مي نوشتم)

دختر دانشجو: من همين كار را مي كردم كه او كرد ( البته اگه واقعا شجاعتش رو داشتم) مشخصه كه آينده اي براي اين دختر متصور نيست و به زودي به ارتباط با هزار و يك نفر ديگه اعتراف كرده ميشه! و البته تمام توطئه رو با جزئيات توضيح ميده ولي باز هم حركت اين دختر درس خوبي به خيلي ها خواهد داد و البته شايد ديگراني رو از سواستفاده از موقعيتشون بترسونه و دختران ديگري رو نجات بده.

دانشجويان: من اگر جاي دانشجوياني كه فيلم گرفتند بودم هم همين كار رو مي كردم. توصيه نمي كنيد كه برم پشت درب اتاق آقاي دكتر و محترمانه ازش بخوام بيخيال شه!؟ در مورد سر و صدايي هم كه به پا كردن مي دانم اين تنها راهيه كه ميشه توجه جامعه رو جلب كرد و تا حدودي براي خودشون حاشيه امنيت بسازن. به نظرم اگر مسئله خيلي بزرگ شد دليلش اينه كه فشار روي تشكلهاي دانشجويي زياده و البته فعاليتهاي سياسي هزينه زيادي داره و اعتراضهاي صنفي كم هزينه تره.

در پايان من هم از ميثم دهقاني عزيز و گنبد مينا عزيز و گجمو عزيز و نوژن گل و ايوب عزيز و آريو برزن گل و حامد عزيز و آق فري خودمون دعوت مي كنم توي هر كدوم از اين بازي ها كه دوست داشتن و حتي هر دوتاشون شركت كنن.

پي نوشت: بازي هاي وبلاگي باعث تحرك دسته جمعي توي وبلاگستان ميشن و براي مجبور كردن وبلاگنويسان تنبلي مثل من به نوشتن خيلي تاثير گذار هستن و به فتواي ما شركت در آنها واجب كفايي مي باشد. پس به گسترش آنها كمك كنيم.

Advertisements

ساكت! بگذاريد ببينيم چه خبر است…؟

  • مي گويند: سر و صدا نكنيد، بگذاريد ببينيم داستان از چه قرار است؟
    مي گوييم: چشم!

يادمان مي رود هر بار چه راحت آبها از آسياب مي افتد.

  • مي گويند: از كجا معلوم توطئه نبوده؟
    مي گوييم: شايد

يادمان مي رود هزاران بار تكرار شده و خطاكار هنوز راست راست راه مي رود و چپ چپ نگاهمان مي كند. و اگر اين بار هم طرحي براي رو كردن اين خباثت ها نمي كشيديم بايد مثل هميشه به روي خودمان نمي آورديم كه آنجا چه اتفاقي افتاده.

  • مي گويند: هر دو به يك اندازه مقصرند! ( و اين را يك دختر مي گويد!!!)
    مي گوييم: حتما.

و كسي نمي پرسد كه اگر آن دختر به دلخواه خودش با كسي بوده به ديگران اين حق داده مي شود كه او را تحت فشار بگذارند؟ چه خوب! بياييد همه ليست همه دختراني كه مورد كميته انظباتي داشته اند را منتشر كنيم و دسته جمعي آنها را آزار دهيم!

و باز هم مي گويند و مي گويند و مي گويند….

و ما هم برايشان سر تكان مي دهيم كه اصلا به ما چه! مگر خواهر ما بوده؟!!

اصلا آري…

اين دختر، خواهر من است!

بگذار اين بار براي تو كه نمي شناسمت بنويسم.

————————

خواهري كه نامت را نمي دانم!

سلام!

مواظب خودت باش. آخر شنيده ام مفتيان اين شهر فتوا داده اند چون به ميل خودت با ديگران بوده اي بايد به ميل ديگران با آنها هم باشي. مي داني اينها تو را فقط در جسمت مي بينند ( وشايد حتي خودشان را نيز) و تو فقط همان …..

بگذار ننويسم اينها را…

مي داني خواهرم رسم اين شهر چيز ديگري است. اينجا اگر براي گرفتن حقت داد بزني تو را به جرم بيداد محاكمه مي كنند. اينجا اگر از فساد بگويي تو را دقيقا به همان فساد متهم مي كنند!

در اين شهر سنگ ها را بسته اند و سگها را رها كرده اند. به هر بهانه اي مي توانند به پر وپايت بپيچند. و اگر به تو تجاوز كردند لابد خودت هم خورده شيشه داشته اي. اگر داد بخواهي محكومي و اگر دم بر نياوري مظلوم.

به شجاعتت افتخار مي كنم. تو اگر واقعا اهل هر كاري بودي بيشتر به منافع خودت فكر مي كردي نه به پرده برداشتن از اين حكايت كثيف. مي توانستي دقايقي چشمانت را ببندي ( و حتي وقيح تر باشي و نبندي!) و به خيلي چيزها برسي.

مي گويند احساسي حرف نزنيد. باشد بگذار برايشان بدون احساس بنويسم

——————–

شمايي كه هر دو طرف را مقصر مي دانيد و راحت حكم مي دهيد:

تنها چیزی به طور حتم میشه در مورد این ماجرای دانشگاه زنجان گفت اینه که هیچ کدوم از این دو نفر اولین بارشون نبوده که از این کارا میکردن! اونم توی یه محیط آکادمیک! همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره! اولا که مرده اولین بارش نبوده و ظاهرا این داستان چندین بار تکرار شده که این دفعه با هماهنگی قبلی فیلم برداری شده! دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده! اصلا هر دختری قادر به همچین کاری نیست…

به خواندن ادامه دهید